فهرست مطالب :

چکیده : کلید واژه ها :مقدمه :طرح مسئله: ضرورت تحقيق : اهداف پژوهش: سئوال و فرضيه : روش تحقيق : تعریف مفاهيم
                               اعتماد به نفس  self-confidence
                               پیشرفت تحصیلی :
                   برخی از نشانه های كودك فاقد اعتماد به نفس:
                  حالات فرد فاقد اعتماد به نفس 
علل عدم اعتماد به نفس :
1   - در ارتباط با خود  
2- خانواده
3- اجتماع

لزوم ایجاد اعتماد به نفس
امكان ایجاد اعتماد به نفس
سنین آمادگی
طرق پرورش اعتماد به نفس در کودکان
1 - اقدامات در رابطه با كودك:
2- اقدامات در رابطه با خانواده:
3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:

عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس
1- جنبه الگویی والدین:
2- ایجاد طمأنینه در نفس:
3- ایجاد مهارت:
4- امكان عرضه خود:
5- ایجاد زمینه برای تجربه:
6- حفظ سلامت او:

خودداری های لازم:
1- مداخله در كار كودكان:
2- تجاوز به حدود آنها:
3- انجام كار آنها:
4- تحقیرها:
5- به رخ كشیدن نواقص:
6- دلسرد كردن:
7- سرزنش بسیار:
8- شكست دادن ها:

كنترل ها:
1- كنترل معاشرت:
2- كنترل واردات ذهنی:
3- كنترل حیات شخصی:
4- كنترل تظاهرات و سخنان:
5- كنترل افسوس ها:

همراهی ها:
نشان اعتماد به نفس در كودكان
نمایش نامه ها :
1-کودک ماهی گیر:
2- دانشجوی فیزیک :

نتيجه گيري:
پی نوشت‌ها و منابع :

... امام على(ع) نيز مى‌فرمايد: «قدر الرجل على قدر همّته؛ ارزش هر انسانى به مقدار همت او است»[ نهج البلاغه، قصار47] يعنى قيمت شخصيت افراد بشر را بايد در مقدار اعتماد به نفس جست‌وجو كرد. مام سجاد (ع) می‌فرماید : « تمام خوبی ها در این جمع است که انسان به دیگران چشم طمع نداشته باشد» [ اصول کافی ، ج2، ص 148]
 می‌بینیم آيين مقدس اسلام در چهارده قرن قبل به اين حقيقت درخشان – اعتماد به نفس - توجهی کامل داشته و سعی داشته است آن را كه راز سعادت و كاميابى فرد و اجتماع است، در كمال صراحت به مردم بیاموزد [محمدتقى فلسفى، كودك، ج2، ص279]
 مه زندگی تلاش و کوشش است ، هر انسانی در طول عمر با هزاران مشکل مواجه می‌شود و در این میان کسی پیروز است که اعتماد به نفس قوی و اراده ای نیرو مند داشته باشد ، پیروزی های درخشانی که نصیب بزرگان عالم گشته ، مرهون خود اتکایی ، اراده ی قوی و کوشش مداوم بوده است ، شخصیت های نیرومند ، از مشکلات زندگی نهراسیده و با خودباوری ، توکل به خدای بزرگ به مبارزه پرداخته و با پشتکار ، همت و اراده دشواری ها را آسان و مشکلات و حتی محالات را ممکن ساخته اند.
اعتماد به نفس تأثير مهمي در سازماندهي رفتارهاي سالم و سازنده فردي و اجتماعي انسان‌ها دارد، در نتيجه والدين، نهادها و مربيان آموزشي همه مي‌خواهند بدانند بهترين راه براي دروني كردن اين حس در كودكان و نوجوانان چيست؟ به ويژه كه پژوهشگران روانشناسي نيز معتقدند فقدان اعتماد به نفس در افراد، پايه و اساس بسياري از معضلات اجتماعي است.
ولي واقعيت اين است كه گر چه در زمينه اعتماد به نفس، بيش از صد سال مطالعه و تحقيق ‌شده است، اما هنوز نتيجه قطعي‌ به دست نيامده و متخصصان همچنان درباره ماهيت اعتماد به نفس و چگونگي تكامل آن بحث مي‌كنند. با وجود اين بيشتر پژوهشگران معتقدند پدر و مادر و خانواده در پي‌‌ريزي و تكامل شخصيت بچه‌ها نقشي اساسي‌ دارند.
پدر و مادرانی که به فرزندان خود علاقه دارند و احساس مسئولیت می‌کنند ، باید فرزندان را بسازند و برای زندگی آینده آماده نمایند، در این صورت هم به وظیفه خود عمل کرده اند و هم اسباب سرافرازی خود را فراهم ساخته اند .
 از 4 تا 7 سالگی بهترین دوران پرورش شخصیت و ایجاد استقلال و اعتماد به نفس است ، کودک در این دوران ، به استقلال تمایل پیدا می‌کند و خود را برای روبرو شدن با مشکلات ، آماده می‌سازد ، کودک خردسال در عین اینکه احساس ناتوانی می‌نماید و میل دارد در پناه نیرویی برتر به هدف نایل آید به صورت فطری تمایل به استقلال دارد و به سمتی پیش می‌رود که از نیاز خود بکاهد و استقلال پیدا کند [امینی ، 1385، ص 140]
 سیار این جملات را از کودکان شنیده ایم :
  ببین چه می‌کنم ؟
- دیدی تا کچا پریدم ؟
- لباسم را ، کفشم را ... خودم پوشیدم .
  ...
 ودک به وسیله این کارها اعلام استقلال می‌کند ، شخصیت خود را ابراز و به تکامل می‌رساند ، خودش را نیرومند و اراده اش را به کار می‌بندد و در حد توان وابستگی خود را از والدین کم و بر استقلال خود می‌افزاید ، در این میان بهتر است پدر و مادر نیز کودک را آزاد بگذارند تا در امور مربوط به خود مستقل و مطابق اراده خود کار کند ، موفقیت ها و ابتکارات او را ستایش کنند و هماهنگ با ذوق و استعدادش مسئولیت هایی را به او واگذار نمایند و با راهنمایی غیر مستقیم و تشویق کودک را به کار و کوشش وادار نمایند، به این ترتیب کودک فرصت پیدا می‌کند تا کم کم شخصیت و استقلال خویش را تکامل بخشد ، آثار وجودی خود را آشکار و به نفس خویش اعتماد و اراده اش را تقویت نماید ، در این دست از کودکان از ابتدا آثار نبوغ و استقلال نفس هویدا خواهد بود :
شخصی ماهی گیر خردسالی را دید که با مهارت تمام مشغول گرفتن ماهی است و ماهی های درشتی را صید می‌کند ، تعجب کرد و مهارت او را تبریک گفت ، ماهی گیر خردسال تشکر کرد و گفت ، مهارت من چندان تعجبی ندارد ، زیرا از کودکی ماهی گیری می‌کند ، پرسید مگر شما چند سال دارید ؟ جواب داد 6 سال ! [هادفیلد، 1373، ص 246 ] این نتیجه تشویق و اعتماد به نفسی است که پدر و مادر این کودک به او ارزانی داشته اند .
گوته مي‌گويد: « اگر ثروتمند نيستي مهم نيست ، بسياري از مردم ثروتمند نيستند ، اگر سالم نيستي ، هستند افرادي كه با بيماري و معلوليت زندگي مي‌كنند ،‌اگر زيبا نيستي ، بر خورد درست با زشتي هم وجود دارد . اگر جوان نيستي ،‌همه با چهره پيري مواجه مي‌شوند ، اگر تحصيلات عالي نداري با كمي سواد هم مي‌توان زندگي كرد . اگر قدرت سياسي و مقام نداري ، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسانها است ، اگر عزت نفس نداري ،‌بدان كه هيچ نداري .»
 طرح مسئله:
 عضی از پدر و مادران یا اطرافیان ، از جهت کثرت محبتی که به فرزندان خویش دارند ، بیش از حد در کارهای مربوط به کودک دخالت کرده و به او اجازه کار نمی‌دهند ، همه کارهای او را خودشان انجام می‌دهند ، و به جای آنها تصمیم گرفته و انتخاب می‌کنند ؛ و برخی نیز از روی نا آگاهی نه تنها به پرورش استقلال و اعتماد به نفس فرزندان خویش کمک نمی‌کنند ، بلکه به واسطه سرزنش ها و عیب جویی های خود ، روح استقلال طلبی را در کودک خفه کرده و از ابتکارات کودک جلوگیری و در سر راه او مانع تراشی می‌کنند و با انتقاد و بد گویی و عیب جویی او را شرمنده و دلسرد می‌گردانند ، گروهی دیگر نیز به دلیل عدم اطلاع از روشهای درست برای جهت دهی و هدایت میل ابزار وجود در کودک ، به استعداد های او لطمه می‌زنند ... ؛ چون همه این موارد بصورت مستقیم در ارتباط با سرنوشت کودکان است که آینده سازانان جامعه هستند باید از زوایای مختلف شکافته و بررسی شده و نتیجه کار از طریق رسانه های مختلف در اختیار خانواده ها قرار گیرد ، زیرا نیروی انسانی سالم و کارآمد، عظیم ترین سرمایه هر ملتی است.
ضرورت تحقيق :
 تأسفانه ، بسیاری از خانواده ها نه تنها نسبت به عواقب ناهنجار عدم پرورش اعتماد به نفس درکودکان خود آگاهی لازم را ندارند بلکه از شیوه های کم هزینه و اغلب بدون هزینه آن نیز اطلاعات چندانی ندارند ، کودکان ما خواه ناخواه بزرگ خواهند شد ، و سر انجام از ما جدا و در زندگی آینده خود با حوادث و دشواری های فراوانی روبرو خواهند گشت ، پس ضروری است ما نیز همگام با طبیعت و فطرت آنان به ندای استقلال طلبی آنان پاسخ درست داده و با استفاده از راه های صحیح آنها را برای زندگی آینده آماده سازیم ، حضرت امام سجاد (ع) می‌فرمایند : « فرزندت را آنچنان تربیت کن که مایه ی آبرو و سربلندی تو باشد.» [ تحف القول ، ص 269]
فرزندان ما نیازمند اعتماد به نفس اند تا در سایه آن بتوانند راه خوشبختی خود را هموار كنند. به هر میزان كه كودكان ما بیشتر رشد كنند و بیشتر با مسائل و دشواری های زندگی مواجه گردند نیاز آنها به اعتماد به نفس بیشتر خواهد شد . و مقدمات این امر باید از دوران کودکی فراهم گردد. ارزش پرورش كودكان و ایجاد زمینه اعتماد به نفس را در آنان هنگامی می توان دریافت كه بدانیم عدم آن موجب پیدایش چه عوارض و دشواری هایی است:
1- جنبه فردی
کسی که فاقد اعتماد به نفس باشد ، درتحصیل ناموفق است ، در كارها نیازمند است كه به دیگران اتكا كند و برای جلب نظر دیگران ناگزیر است مطابق با میل آنان رفتار کند و دشواری هایی را متحمل شود. شخصیت موجود چنین افرادی به مراتب پائین تر از شخصیت واقعی آنهاست و برای همین آنها دچار احساس حقارت و تحت تأثیر عوامل مأیوس كننده هستند. امری كه تدریجاً سبب خواهد شد كه آنان امكانات طبیعی حیات را از دست بدهند و در معرض ابتلا به بیماریهای عصبی و روانی قرار گیرند...
 2- جنبه اجتماعی
كودكان و حتی همه ی آنهایی كه اعتماد به نفس ندارند از معاشرت با دیگران پرهیز می كنند و گمان دارند در این زمینه دچار ضرر و زیان خواهند شد. وقتی هم معاشرتی دست دهد جرأت و اعتمادی ندارند تا استقلال رأی و نظر خود را حفظ كنند، روحیه متزلزل شان آنها را وادار به تبعیت و تسلیم در برابر دیگران می‌کند ، امری كه معلوم نیست همیشه به سود آنان باشد. این افراد دوست ندارند در میان جمع حاضر شوند از آن جهت كه مبادا نقاط ضعف شان علنی گردد و بی اهمیتی شان برملا و آشكار گردد. به دیگران بی اعتمادند و به صداقت و صفای هیچكس اعتماد ندارند. از مورد سئوال قرار گرفتن می گریزند، مزاحم والدینند، در همه كارها به آنان مراجعه می كنند، استقلال رأی و رفتار ندارند، می خواهند دیگران شروع كنند و آنها دنباله رو باشند، جرأتشان مرده و پیشروی شان ملاحظه كارانه و كند است.
اهداف پژوهش:
 دف از این پژوهش ارایه راهکارهای ساده ، مؤثر و کارآمد برای تقویت اعتماد به نفس و در نتیجه پیشرفت تحصیلی کودک می‌باشد .
 ئوال و فرضيه :
اعتماد به نفس تأثير مهمي در سازماندهي رفتارهاي سالم و سازنده فردي و اجتماعي انسان‌ها دارد، در نتيجه والدين، نهادها و مربيان آموزشي همه مي‌خواهند بدانند بهترين راه و روش براي دروني كردن و نهادینه کردن اين حس در كودكان و نوجوانان چيست؟ به ويژه كه پژوهشگران روانشناسي نيز معتقدند فقدان اعتماد به نفس در افراد، پايه و اساس بسياري از معضلات اجتماعي است.
روش تحقيق :
تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و تحلیلی است. سعی شده تا راهکار های مختلف بدون دخالت یا استنتاج ذهنی گزارش و با جمع آوری اطلاعات واقعی و مقایسه به نتیجه گیری برسد. با استفاده از تحقیق کتابخانه ای به کمک شیوه تحلیل محتوا ، مسائل مرتبط با موضوع مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . در این تحقیق از منابع دست اول ، دوم ، اینترنت وکتابخانه های مجازی استفاده و در نهایت راهکار عملی ارائه شده است .
 عریف مفاهيم
اعتماد به نفس ( self-confidence ) :
 اعتماد به نفس به معناي ، باور به توانائيها ، از عهده كارها برآمدن ، كارآمد بودن در ارتباطات انساني و در محيط زندگي شخصي [آقا بخشي ، 1383،ص614] به كار رفته است ، البته در اين پژوهش براي اين اصطلاح معناي وسيع تري قائل شديم ، تا جايي مفاهیمی مثل خود اتكايي و خود پشتواني (self - reliance) به معني اتكا به ظرفيت‌ها ، منابع و مهارتهاي خود براي كسب استقلال بيشتر در زمينه هاي اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ؛ خودكفايي ( self-sufficiency ) ،استقلال اقتصادي ، عزت نفس و احترام به خود (self - esteem)، احساس قائل بودن ارزشي براي خود و طلب شناخته شدن آن ارزش ، يا ميزان ارزشمندي ، احترام، ‌شايستگي ، توانايي ، شناخت شأن و خصايص فردي و برخورداري از رضايت و خشنودي دروني ؛ [همان ] مد نظر بوده است . در دانشنامه آزاد ویکی پدیا چنین آمده است : «اعتماد به نفس يا خودباوري يکي از شرايط روحي است که شخص در آن بخاطر تجربه‌هاي قبلي، به توانايي‌ها و استعدادهاي خود در موفقيت انجام کارها بطور موفقيت‌آميز اعتماد و باور دارد. اعتماد به نفس انگيزه لازم براي شروع و ادامه کار را ابه شخص مي‌دهد و همواره توانا بودن در انجام کار مورد نظر را به شخص گوشزد مي‌کند.»[ویکی پدیا]
پیشرفت تحصیلی :
پیشرفت تحصیلی را اینگونه تعریف کرده اند : اختلاف بین توان بالقوه و (ظرفیت یادگیری ) و توان بالفعل (پيشرفت تحصيلي) [ افروز ، 1385، ص 71 ] ناکامی دانش آموز در یادگیری و عکس العمل ناخوشایند اولیای مدرسه و والدین ، موجب می‌شود رغبت و انگیزه تحصیلی دانش آموز ضعیف شده و اعتماد به نفس او کاهش یابد ؛ البته در پیشرفت تحصیلی آنچه مطلوب است مقايسه وضعيت تحصيلي امروز يك دانش آموز با وضعيت تحصيلي ديروز خود اوست ، چرا كه هر كس استعداد ، توانايي و محيط خاص خود را دارد ،‌ البته آگاهي - نه قياس- از ميانگين وضعيت همسالان و همكلاسي هاي دانش آموز نيز مفيد خواهد بود .
برخی از نشانه های كودك فاقد اعتماد به نفس:
کودکان فاقد اعتماد به نفس چه خصوصیات و ویژگی هایی دارند و آنها را چگونه می‌شود شناخت؟ در اینجا به تعدادی از مهم ترین این ویژگی ها اشاره می‌شود :
- از خود و شخصیت واقعی خود گریزانند و دوست دارند از خود شخصیتی دروغین بسازند و معرفی كنند.
- خودستائی دارند و گزافه گو هستند و خود را بالاتر از آنچه كه هستند معرفی می كنند.
- سعی دارند نقاط ضعف خود را بپوشانند.
- خجالتی و كمرو هستند و از این بابت انزوا طلبند و دوست دارند شریك درد پیدا كنند.
- به پنهان كاری راغبند، تا عیوب عملكردشان آشكار نشود حتی در حضور پدر و مادر كه محرم رازند.
- از هر فرصت برای مقایسه خود با دیگران استفاده می كنند تا دریابند كه در چه وضعیت و مقامی هستند.
- دچار وسوسه و اضطرابند و به همین دلیل ممكن است دچار شب ادراری باشند و یا خواب راحت نكنند.
- عصبی هستند و در مقابل انتقاد ، حساسیت از خود بروز می دهند و گمان دارند همه دشمن آنها هستند.
- اصرار دارند ثابت كنند كه افرادی با ارزشند و آرزو می كنند وضعی پیش آید كه خود را نشان دهند.
- از جمع گریزانند تا مبادا مورد عیبجوئی و نقد قرار گیرند و بدین خاطر خود به سراغ كسی نمی روند.
- اگر عمل ناروایی از دیگران ببینند آن را برای خود مجاز می شمارند و به همان دلیل ، تن به چنان كاری می دهند.
- در برابر كمترین تلخكامی احساس كسالت می كنند و اشك می ریزند و سعی دارند دیگران به آن پی نبرند.
- از جنب و جوش و فعالیت بسیار بیزارند و از مشكل و دشواری گریز دارند.
- از آنها كه مورد مقایسه او هستند بیزار هستند و سعی دارند آنان را تحقیر كنند. شوخی می كنند و قادر به تحمل شوخی متقابل نیستند و از این بابت دوستدار روابط یك طرفه هستند.
- از مسخره كردن دیگران و سقوط و لغزش آنها احساس لذت می كنند و نیز از ابهام و هراس دیگران.
- از شنیدن داستان های حزن آور مسرور می شوند و صحنه های غم انگیز گوئی برایشان موجب عقده تكانی است.
- با همه نیازی كه به والدین خود دارند ، دوست ندارند والدینشان آنها را تحت اختیار بگیرند.
-...
حالات فرد فاقد اعتماد به نفس
حالات فردی كه به خود اعتماد ندارد به گونه ای است كه خود را در این دنیای بزرگ تنها احساس می كند و گمان دارد مورد نفرت دیگران است. به همین دلیل میل به انزوا دارد و در اجتماع نمی تواند تصمیم گیری كند و اگر هم تصمیم بگیرد قدرت اجرا ندارد.
او برای خود دنیای خیالی تصور می كند. دنیائی كه در آن قدرت دارد، زیباست و او در آن پیروز است و قادر به انجام دادن هر امری است و می تواند كار وتلاشی مثبت داشته باشد. ولی درجنبه عمل در می یابد كه همه آرمانش در حال زوال و فناست ؛ او از زندگی لذتی نمی برد و به زندگی امیدوار نیست.
او گمان دارد كه سراسر وجودش عیب است، به همین نظر فكر و اندیشه ای مشوش دارد، كمتر می خندد، هرگز خود را آن چنان كه هست نشان نمی دهد. تصورش این است كه دیگران با او نفاق می ورزند و یا از عدم صداقتشان سر در نمی آورد. خود را فاقد قابلیت و خیلی ضعیف تر از آنچه كه هست می پندارد.
به خاطر بی اعتمادی به خود ، موضع او در برابر حوادث ، موضعِ گریز است. هر حادثه ای كه در زندگی برایش پدید آید برای او یك نقطه منفی است و خطرآفرین ؛ مختصر شكست خود را بزرگ كرده و از آن احساس اضطراب می كند كه این حالت خود موجد دشواری های دیگری است.
علل عدم اعتماد به نفس
به علت نتایج زشت و خانمان برانداز عدم اعتماد به نفس ، ضروری است منشاء و علل ، یا ریشه ها و انگیزه های آن نیكو شناخته شود تا امكان رفع و جبران آن موجود باشد. در جنبه شناخت علل می توان موارد زیر را مطرح كرد:
1- در ارتباط با خود
علل و انگیزه هایی كه به خود فرد مربوط می شوند بسیار و اهم آنها عبارت اند از:
- وقایع تلخ و دلسرد كننده كه موجبات ناراحتی و نگرانی هستند و در نتیجه عدم اعتماد به نفس را پدید می آورند.
- ناكامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه كه مورد علاقه شدید كودك می باشد.
- شكست های متوالی و خرد كننده كه سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شود.
- تداوم بدبینی ها و گله مندی ها راجع به زندگی و مسائل و دشواری های آن.
- وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازی كه به زندگی و سرنوشت فرد بستگی دارد.
- بیماری مداوم درونی ویا جسمانی كه سبب درد و رنج و ایجاد کننده بدبینی هاست.
- نقایص و نارسایی های جسمانی كه سبب احساس حقارت واحیاناً عدم كارآمدی می شود.
- ترس از حقیر و بی مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر در درون خود.
- وجود گیجی و سردرگمی به علت تعدد وظایف ، مشكلات و دشواری ها.
2- خانواده
 در این زمینه نیز علل و انگیزه های بسیاری وجود دارد كه سبب پیدایش بی اعتمادی و سركوب شدن اعتماد به نفس در كودكان می شود و اهم آنها عبارت اند از:
- وجود تبعیضات درخانواده و توجه فوق العاده والدین به یك كودك و مهمل گذاشتن حق كودك دیگر.
- به رخ كشیدن ضعف ها و عیوب كودك و سعی در بزرگ كردن آن و تحقیر كودك بدان طریق .
- آشكار كردن عیوب و افشا كردن لغزش های او درحضور كسانی كه كودك در نزد آنها از احترامی برخوردار است.
- استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر طفل بدون در نظر گرفتن توان تحمل او.
- مراقبت شدید والدین از كودك به گونه ای كه او را شدیداً به خود وابسته نمایند.
- مقایسه كردن كودك با فرد یا افراد دیگری كه طفل توان رسیدن به آنها را ندارد.
- سرزنش های افراطی به گونه ای كه طفل را از خود و لیاقت خود نومید كند.
- قرار دادن كودك لوس و نازپرورده در محیطی كه او را نیكو تحویل نمی گیرند.
3- اجتماع
درایجاد اعتماد به نفس و یا درعجز و زبونی انسان ، محیط اجتماعی فوق العاده مؤثر است . در واقع علت بسیاری از رشدها و سقوط ها را دراین بخش باید جستجو كرد. كودك علاقه مند به حفظ خود و جلب نظر و احترام برای خویش است و در آن هنگام كه نتواند خود را حفظ نماید و تلاش خود را در این رابطه بی ثمر می یابد ، تدریجاً اعتماد به نفس را از دست می دهد.
در محیطی كه مظلوم لگد كوب شود و كسی ظالم را سركوب نكند، در محیطی كه جز از طریق سازش نتوان به پیش رفت و كودك همه خواسته های خود را بر باد رفته احساس می كند، در اجتماعی كه بی اعتنائی به طفل به میزانی باشد كه طفل خود را حقیر و بی مقدار احساس نماید ، كودك اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد و در برابر شخصیت واقعی خود خجل و شرمنده می شود. اندیشه خودنمائی و بزرگ منشی را از دست داده و اعتماد به نفس او فروكش خواهد كرد.
برخی از عواملی كه بی اعتمادی را تشدید می كنند:
- اضطراب و دلواپسی به هرعلت و انگیزه ای كه پدید آید و به ویژه در كودك ریشه دار شود.
- خستگی بسیار، ناشی از كار فوق العاده، بخصوص در آنچه كه به نظر طفل بیهوده و بی ثمر آید.
- بی خوابی های مداوم ، خواه به علت كار و خواه به علت اضطراب و نگرانی.
- تحمل اجباری سلطه ها از والدین و مربیان و یا از مدرسه و معلم و ناظم.
- دیدن ترحم بسیار از دیگران كه حاصل آن احساس زبونی و درماندگی خواهد بود.
- عادت داشتن به توقع به گونه ای كه همیشه كار او را دیگران انجام دهند.
- ضعف جسمانی و احساس درد و رنج مداوم كه ناشی از احساس ناتوانی وزودرنجی است.
- وجود احساس حقارت به هرعلت و اندیشه ، بویژه زمانی كه درد او ریشه دار گردد.
- مواجه شدن با امری خلاف توقع ، مثل این امر كه كودك خود را مورد احترام حساب كند ولی مواجه با بی اعتنائی شود.
لزوم ایجاد اعتماد به نفس
ما معقتدیم به هر میزان كه اعتماد به نفس را در فرد گسترش دهیم به نفع اوست. باید كوشید كودك بر احساس حقارت خود غلبه كند و زندگی خود را از مهمل و فلج بودن نجات دهد.
اصل بر این است كه طفل به خود اعتماد و اتكا داشته باشد و كارهای مربوط به خود را شخصاً انجام دهد . وضع كار و حالش باید به گونه ای باشد و به جائی برسد كه برای خود لیاقت و كمالی احساس كند و به مزایای بیشتری از نظر امنیت و آسایش دست بیابد.
ما در جامعه افرادی را می شناسیم كه برای شركت در امری دست به دامان این و آن می شوند و منتظرند همه یك كار را شروع كنند تا آنها هم به همان كاراقدام نمایند. همه فریاد بزنند تا او هم فریاد بزند و این امر بدان خاطر است كه اعتماد به نفس ندارد . وجود چنین امور و زمینه هائی است كه ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن را در كودكان لازم می سازد.
امكان ایجاد اعتماد به نفس
خوشبختانه امكان ایجاد اعتماد به نفس و پرورش آن در كودكان وجود دارد . بخصوص در این مورد كه خود كودك خواستار آن است. كودكان خواستار استقلال هستند و در طریق وصول و دستیابی به آن ناگزیرند اعتماد به نفس را در خود پدید آورند.
كودكانی كه در زندگی با شكست هائی مواجه شده اند و اعتماد به نفس خود را از دست داده اند ، خود دچار نگرانی هستند و می خواهند به هر صورتی است از این وضع بیرون آیند و به اعتماد به نفس دست یابند . اینان خود را دوست دارند و این علاقه مندی در آنان وجود دارد كه موقعیت خود را حفظ كنند و اعتماد به نفس خود را به دست آورند و والدین و مربیان وظیفه دارند با استفاده از این امكان ، او را به جهتی كه مورد نظر است هدایت كنند و زمینه اعتماد را در او تقویت نمایند.
سنین آمادگی
كودكان از همان اوان كودكی خواستار استقلال و در جستجوی راه آزادی هستند و دوست دارند به خود متكی باشند . این خواستاری در همه كودكان وجود دارد، حتی در آنها كه فوق العاده ضعیفند. از حدود چهار سالگی این تمنا در آنها آشكار می شود ، متكی به نفس و مفتخر به آن هستند و به كارهایشان هم با دید اعجاب و تحسین می نگرند.
از حدود پنج سالگی او به خود بیشتر توجه می كند و سعی دارد كمتر تحت تأثیر القائات قرار گیرد. در شش سالگی ممكن است به مادر پیشنهاد كند كه اگر خواست به جایی برود او خانه را نگهداری خواهد كرد و در فاصله سنی چهار تا هفت سالگی اعتماد به نفس در او مستقر می شود، حالت خودگرایی او سبب می گردد كه به كارهای شخصی ، فوق العاده توجه نماید و از دیگران روی گردان شود.
از حدود سنین پس از هفت سالگی اعتماد به نفس در او ریشه دار شده و حتی كودك را به فرماندهی و امر و نهی وا می دارد. میل دارد در امور ، دخالت و اظهارنظر كند و برای حل مشكلات شخصاً اقدام نماید. اعتماد به نفس او همراه با خود نمایی و خودبینی است و می كوشد هر روز از روز قبل تواناتر و كامل تر شود ؛ و از وضعی كه در آن است و هم از وابستگی های گوناگونش به پدر و مادر نجات پیدا كند و البته این والدین و مربیان كودكند كه می بایست چنین موجباتی را فراهم سازند.
طرق پرورش اعتماد به نفس در کودکان
سخن این است كه برای پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، چه اقداماتی در مورد با كودك لازم است؟ چه مراقبت هایی در خانواده باید به عمل آید؟ و مدرسه در این زمینه چه وظایفی دارد؟ در اینجا مختصراً به بررسی این جوانب می پردازیم.
1 - اقدامات در رابطه با كودك:

الف - دادن آگاهی و آموزش:
 این نخستین گام ، و مقدمه اعتماد به نفس است. كودك باید خود را و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. از آنچه كه دراطرافش می گذرد و در شخصیت و سرنوشت او مؤثر است آگاه باشد و به او تفهیم گردد كه راه زندگی چیست؟ در پیشامدها و وقایع چه باید بكند و در برابر امور و مسائل چگونه موضع بگیرد.
وسعت اطلاعات در اعتماد به نفس كودك مؤثر است و می تواند عامل و سببی برای تسلط بیشتر فرد برخود باشد و ثبات شخصیت او را موجب گردد. همچنین ضروری است به او وسعت دید و نظر بدهیم كه تنها محدوده خود را نبیند؛ بداند كه دیگران هم آدمند و كار و برنامه ای دارند.
ممكن است كودك در زندگی حال و آینده دچار شكستی شود. باید این آموزش به او داده شود كه از شكست نهراسد و با مختصر افتادگی جرأت خود را از دست ندهد؛ با قدرت اراده، با تلقین به خود و با القاء این اندیشه كه من شجاعم، نمی ترسم و به پیش خواهم رفت ، از جای برخیزد.
ب- واداشتن ها :
كودك باید وادار شود به- زندگی در میان جمع و مشاركت در امور اجتماعی و اظهار نظر و تصمیم گیری.
- تسلط برخود و مدیریت خود، به گونه ای كه در برخوردها و پیشامدها ، خود نگه دار و برخود مسلط باشد.
- پذیرش خود در عین زشتی یا زیبائی، سلامت یا بیماری ، كمال یا نقص ، بدون احساس حقارت یا غرور.
- سخن گفتن در میان جمع و نگاه كردن در چشم دیگران بدون احساس شرمساری.
- اخذ تصمیم درباره كارهای شخصی و مراقبت از خود.
- ارزیابی وضع خود در طریق شناخت و جبران نقاط ضعف خویش.
- حساسیت داشتن در برابر حوادث و جریانات و به حساب آوردن خود به عنوان عضوی از اجتماع.
- انتقاد پذیری و تحملِ شنیدن عیوبی كه در او وجود دارد و كوشش به اصلاح خود پس از انتقاد.
- واقع بینی درعین هدف گرایی و دوری از تخیل و رؤیا و بوالهوسی به صورت تدریجی.
ج- اقدامات لازم:
كوشش هایی كه در طریق ایجاد اعتماد به نفس درباره او باید به عمل آید بسیار و از آن جمله است: - واگذاری نقش و مسئولیتی به كودك از همان اوان كودكی در رابطه با كارهای خانه یا مزرعه یا مغازه ، به تناسب رشد بدنی و روانی.
- آموزش راه و رسم عمل و موفقیت در آن كار و برنامه ، و شیوه موفق و نیرومند شدن در كار.
- ایجاد زمینه برای موفقیت او در آن كار از طریق ارائه و عرضه امكانات مناسب (برای هر هفته چند مورد).
- تعیین حدود كار و فعالیت ، و آگاه كردن كودك از این امر كه درچه مواردی ممكن است مورد سرزنش یا مورد احترام و تشویق قرار گیرد.
 - افزودن میزان تجارب طفل از طریق ایجاد تنوع در كارهای او و دادن عرصه فعالیت به او.
- تعیین هدف های مرحله به مرحله در كار، در عین تعقیب هدفی دور و فوق العاده مهم، تا احساس خستگی نكند.
- بازخواست از كار و مسئولیتی كه به او واگذار شده و آموزش راه جلوگیری از تكرار لغزش ها.
د- تقویت ها:
در طریق ایجاد اعتماد به نفس، به ویژه با شیوه عملی ضروری است كودك تقویت شود و والدین و مربیان به این جنبه ها توجه داشته باشند:- تقویت اراده كودك به گونه ای كه پس از تصمیم گیری با جرأت به پیش رود.
- ایجاد جرأت در كودك از راه تهییج او ، به صورتی كه با شهامت و جسارت به پیش رود و اعلام حمایت خود از او.
- تحسین و تقدیر از عمل ارزنده او و بیان موفقیت های او در نزد افرادی كه مورد علاقه كودكند.
- دادن قوت قلب به او در موردی كه خود را در بن بست می بیند و سرگردان است.
- ایجاد روح ارزشمندی در او به صورتی كه خود را دست كم نگیرد و از شخصیت خود آگاه باشد.
- گشودن راه های جدید برای موفقیت او به هنگامی كه همه راه ها را به روی خود بسته می بیند.
- اعلام رضایت از كاری كه او خوب از عهده آن برآمده است تا ارزش خود را دریابد و به استحكام و استدلال به پیش رود.
ه - ایجاد عادات نیكو:
بخشی از تلاش ها و كوشش های مربیان باید متوجه این امر باشد كه عادات خوب و پسندیده ای در كودك به وجود آورند تا در او ریشه دار شود و وضع و رفتار او را به گونه ای معتدل درآورند. اهم آن عادات عبارتند از:- عادت به آرامش و سكون از راه تذكر، تشویق و خودداری و مسلط بر خود بودن به گونه ای كه زود عصبانی نشود و بر هیجان خود غالب باشد.
- عادت به پیشقدمی دركارها بدون عجله و شتاب و بدون انتظاراز پیشگامی دیگران.
- عادت به گشاده رویی و حسن برخورد، متبسم و با نشاط بودن در عین وجود غم ها و رنجها.
- عادت به كم توقعی و عدم انتظار كار از دیگران و نیز كم توقعی از این امر كه لازم نیست همه انتظاراتش یك جا برآورده شوند.
- عادت به نظم و انضباط در كار، خواب و استراحت، آمد و شد، تحصیل ، و قرار دادن امور بر روی برنامه.
- عادت به كم گفتن و بیش شنیدن و فرصت دادن به دیگران كه آنها هم حرف و مقصود خود را بیان كنند.
- عادت به روبرو شدن با مشكل و تحمل دشواری ها بدون شكوه و گله و ناله و انجام دادن كاری كه درباره آن تصمیم گرفته است.
- عادت به بهداشت جسم و فكر و پرهیز از غیبت، سخن چینی، بدخواهی، كینه توزی و ...
و - جلوگیری از:
- اضطراب و نگرانی و سلطه نفوذ آن در كودكان و نجات سریع او از این مشكل.
- سخن گفتن با شتاب و عجله كه ناشی از عدم تسلط بر خویش ، و یا درهمی و اغتشاش در فكر است.
- خجلت و شرمساری بدون دلیل كه ناشی ازعدم تسلط بر خویش و ترس از آبروریزی است.
- انزواجویی و كناره گیری و گوشه گیر بودن كه معمولاً به خاطر ترس از مورد سئوال واقع شدن و آبروریزی است.
- پر حرفی و زیاده گویی و اظهار نظر درباره اموری كه در حد توان فكری و استعداد او نیست.
- نفاق و دورویی با خود و دیگران به گونه ای كه درون و بیرونش یكی باشد و آن چیزی را بگوید و عمل كند كه باور دارد.
- یأس و نومیدی درموفقیت و رسیدن به مقصد و جلوگیری از افسردگی و دلمردگی برای اندیشه در اموری كه هنوز واقع نشده اند.
- خوشحالی بی اساس كه ناشی از تعریف و تمجید تملق گونه دیگران است.
ن - منع از:
- افسردگی و عدم حساسیت در اموری كه فرد را از حال تعادل خارج كرده و به صورت موجودی بی خاصیت و بی ارزش در می آورد.
- حسادت و بدخواهی نسبت به دیگران و ناراحت شدن از موفقیت افراد .
- كینه ورزی نسبت به افرادی كه مثلاً درباره او بدگویی كرده اند . اوباید وادار شود دل خود را از آن كینه خالی نماید.
- وابستگی بسیار كه خود سبب پیدایش ابتلائات بعدی بسیار خواهد شد كه از جمله آن بی ارادگی و به صورت آلت و ابزار درآمدن است.
- شكوه از زندگی و گفتن درد خود به دیگران ، با توجه به این امر كه كسی نمی تواند مشكل او را حل كند.
- تملق گویی و تعریف بیجا و زیاده از حد از دیگران ، كه این خود نشان عدم اعتماد به نفس است.
- بدبینی به ویژه هنگامی كه مواجه با شكستی شده تا گمان نكند كه دیگر همه چیز تمام شده است.
- غرور مخصوصاً به هنگامی كه مورد تشویق قرار گرفته و می خواهد به خود سستی راه دهد و از كوشش خود بكاهد.
- احساس حقارت به گونه ای كه خود را كوچكتر از آنچه كه هست پندارد و گمان كند كه موجودی كم ارج و یا بی بهاست.
ی - رهائی دادن از:
- تردیدها و وسوسه هائی كه او را گرفتار كرده اند خواه درجنبه حیات شخصی از عقاید و غرایز و رفتار، و خواه در حیات جمعی.
- فرار و گریز از مشكلاتی كه در سر راه او قرار دارند و رسیدن او را به مقصد مانع می شوند.

- بلاتكلیفی های اخلاقی و نداشتن اصول و ضوابط برای زندگی كردن و خود را مورد توجه قرار دادن.
- خستگی بسیار كه ناشی از فشار كار است و موجبات افسردگی را فراهم می آورد. ( در این موارد برای او تنوع ایجاد كنید.)
- عقاید و افكار غلط كه سبب آلودگی ها و گرفتاری هایی خواهد شد و زندگی او را به خطر خواهد انداخت.
- قیود بی حساب و خسته كننده كه ملال آفرینند وطفل از آن احساس دلسردی و دلتنگی می كند.
- غم و اندوه بسیار كه جان او را می خورند و نمی گذارند كودك از زندگی لذت ببرد.
- ترس و اضطراب كه آدمی را دچار مرگ زودرس می كند و در مواردی حالت تسلیم به او می دهد كه خطر آفرین است.
2- اقدامات در رابطه با خانواده:
 دراین زمینه از مباحثی باید سخن گفت كه خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با كودك باید مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسیاری از سلامت ها و یا ناسلامتی های كودك است. درآنچه كه مربوط به اعتماد به نفس می شود جوانب و اصولی را باید مراعات كرد كه نوع موضعگیری هایشان در خوشبختی یا بدبختی كودكان مؤثر است و ما ذیلاً به نمونه هائی از آن اشاره خواهیم كرد:
- استقرار روابط صحیح بین زوجین به گونه ای كه با هم جر و بحث نكنند و با درگیری خود روحیه كودك را نشكنند.
- اصلاح جو خانواده از آن بابت كه طفل برای اطمینان به خود نخست باید خاطری جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.
- محبت كردن به طفل به صورتی كه خود را نیازمند به جلب محبت دیگران نبیند.
- اعلام محبت به طفل به صورتی كه طفل آن را بفهمد و لمس كند و به والدین اعتماد نماید و قدر آن محبت را بداند.
- تحسین از كارهای مهمی كه او انجام داده ، تا بر این اساس او را به زندگی دلگرم نمایند.
- آرام و بی دغدغه داشتن زندگی به صورتی كه كودك خانه و والدین را قوی ترین پناهگاه خود بداند.
- پایه گذاری روش زندگی براساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعایت حقوق یكدیگر.
- تنظیم گفت و شنود با كودك بر مبنای دادن آموزش و آگاهی ، اصلاح نقایص و عیوب.
- خودداری از واداشتن كودك به شكسته نفسی یا تن دادن به اغراق و گزافه گویی و غلو كه خود سبب ضعف روحیه است.
- دوری از رنجیدن از هم و رنجاندن یكدیگر، حتی در آنچه كه مربوط به اغیار است و این خود سببی برای دوری از اضطراب هاست.
- محدود كردن توقع خود از كودك وتوجه به این امر كه او چون فردی بزرگسال ، آگاه و توانا نیست.

3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:
 در امر تربیت كودكان همه مسئولند با این تفاوت كه مسئولیت برخی نسبت به دیگری بیشتر است. مسئولیت والدین دردرجه اول ، و مسئولیت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است . بدین حساب ضروری است كه در این مورد نیز توجهاتی معطوف دارد.
- قبول اجتماعی كودك به گونه ای كه او احساس كند فردی محترم و عزیز است و اجتماع باید روی او حساب باز كند.
- ایجاد زمینه برای رشد و موفقیت او با استفاده از زمینه ها و امكاناتی كه می تواند در اختیار داشته باشد.
- كمك به او در صورت شكست ، و گشودن راه به روی او در صورت احساس به بن بست رسیدن.
- دادن دلگرمی و اعتماد به او به صورتی كه از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لكنت و ضربان سریع قلب نشود.
- مورد توجه قرار دادن او و كارهایش ، در عین این كه ممكن است به نظر ناچیز رسد.
- خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به قوی و دادن سرپرستی و ولایت به او. زیرا كه طفل در آن صورت احساس عدم لیاقت می كند.
- دادن اعتماد به او كه پیش رود و اطمینان به این كه همواره حمایتش خواهید كرد.
- زمینه سازی برای حركت تدریجی و قدم به قدم او ؛ از آن بابت كه هر سنی مقتضایی دارد و شرایط رشد فرق می كند.
عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس
در ایجاد روحیه اعتماد به نفس دركودكان عوامل متعددی دخالت دارند كه والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخی از آنها عبارت اند از:
 - جنبه الگویی والدین:
پدر و مادر نخستین معلم و مربی كودك اند، علمكرد و رفتار آنها درس آموزنده ای برای كودكان است. اگر والدین افرادی ترسو یا شجاع باشند ، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متین و با وقار، و در برابر حوادث صبور و استوار باشند كودك هم از آنها تبعیت خواهد كرد.جنبه الگویی والدین همیشه باید مورد نظر باشد. خود نگهداری و خونسردی آنها ، عامل رشد و پیشرفت فرزندان و كلید حل بسیاری از معماهای زندگی است. موضع گیری شما در برابر امور و حوادث باید به گونه ای باشد كه كودك از مشكل فرار نكند و در برابر دشواری ها خود را نبازد. برای وصول به چنین مقصدی ضروری است شما خوددار و خود نگه دار باشید.
2- ایجاد طمأنینه در نفس:
آرامش و اطمینان باید بر كودكان غالب باشد آنچنان كه دلهره ای و شوری آنان را نلرزاند و امكان درست اندیشی در آنان باشد . به آنها برای اقداماتشان وقت بدهید، بگذارید فرصت تصمیم گیری داشته باشند و برای مسائل شان در حد فكر كوچك شان بیندیشند.
ممكن است فرزند شما متناسب با سنش كفایت لازم را نداشته باشد ولی بدانید كه سرزنش های شما در این مورد كارساز نیست. ملامت شما سرگشتگی آنان را بیشتر خواهد كرد. شما برای دادن اعتماد واطمینان به فرزندان خود باید كاری كنید كه آنها به لیاقت خود اطمینان پیدا كنند و خود را واجد صلاحیت وشایستگی لازم بدانند.
3- ایجاد مهارت:
اصولاً نیرومندی و توانایی در امور خود ، گامی اساسی برای پیشرفت مقاصد و دستیابی به اهداف زندگی است. بسیاری از افراد نمی توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون برای زندگی و یا وظیفه ای كه شما برایشان معین كرده اید مهارت كافی كسب نكرده اند.بدین سان آموزش و مهارت و راه و رسم كار، و روش كسب موفقیت و پیروزی در امور ، خود از عوامل رشد است. به كودك مهارت بیاموزید، یادش دهید كه چه كند تا موفق باشد ، چه شیوه ای را به كار گیرد تا در زمینه خاص و مورد نظرتان توفیقی حاصل كند.
4- امكان عرضه خود:
گاهی فرزندان ما برای عملی كه انجام داده و یا از انجام آن سرباز زده اند دلایلی دارند كه متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل باید میدان داد كه حرف خود را بزند، دلایل خود را عرضه كند و مطالب و منطق خود را اگر چه كسل كننده است بیان نماید.همچنین كودكان ما نیاز به خودنمائی دارند و ما تا حدودی كه این امر موجب لوس شدن و غرور كودك نشود باید بپذیریم و بگذاریم كارهای ظاهراً مهمی كه او انجام داده روشن شود ، پیشرفت و ترقیات خود را عرضه كند و گفتنی ها را اعلام نماید.
5- ایجاد زمینه برای تجربه:
كاری كنیم كودك آنچه را كه می خواهد لمس كند، تجربه نماید، بچشد و ببیند. اگر خواستار انجام امری است شخصاً وارد كار شود، اگر درصدد ساختن دستگاهی است ، بدان اقدام نماید و عملاً توان و لیاقت خود را دریابد.آزادی او در تجربه و لمس اشیاء، تا حدی كه موجب وارد آمدن لطمه ای به كودك نشود نه تنها موجب افزایش دید وتبحر او خواهد شد، بلكه عملاً او را به شخصیت و مقام خود آگاه خواهد كرد و او در خواهد یافت كه آیا توان و لیاقت انجام كاری را دارد یا نه.
6- حفظ سلامت او:
سلامت بدن، بهداشت روان، حالات عمومی فرد و گرسنگی، تشنگی ، نیازمندی، ترس، امنیت و... همه و همه در حالات و عملكردهای فرد مؤثرند و موجب حُسن یا سوء رفتار خواهند شد.جلوگیری ازعواملی كه مایه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگی و ناتوانی می شوند، مراقبت در بهداشت طفل به صورتی كه كودك دچار كسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردی بهانه گیر نشود ، خود درایجاد حالت اعتماد به نفس كودك مؤثر است ومربیان باید این نكته را نیز در نظر داشته باشند.
خودداری های لازم:
والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در كودكان ، از ارتكاب بسیاری از اعمال كه متأسفانه هم اكنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری كنند . برخی از این موارد عبارتند از:
1- مداخله در كار كودكان:
ما نمی خواهیم سلطه والدین را منكر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب كنیم بلكه مقصود ما این است كه ازهمان اوان كودكی ضروری است كارهائی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم كه مستقلاً آن كار را انجام دهد.بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام كاری را بپذیرد بدون این كه ما در آن مستقلاً مداخله كنیم. اگر نواقصی در كار ملاحظه شد بعداً می توان به او تذكر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه ، و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود.
2- تجاوز به حدود آنها:
با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها ، كودكان مان احساس می كنند كه تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه ی افراد به دست آنهاست. اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می دانند . اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده اید پاگذاری در مرز آن را كودك تجاوزبه حساب خواهد آورد. او كاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می دهد شما با توجه به این كه آن شیء بیهوده است پاره اش می كنید و كودك گمان دارد شما دل او را پاره كرده اید. تا آنجا كه رعایت حقوق كودك ، موجب وارد آمدن لطمه ای بر او نیست پذیرای مالكیت و آزادیش باشید.
3- انجام كار آنها:
برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می كنند و كارهای او را بخصوص كار مدرسه را انجام می دهند. این كار نه تنها به امر تحصیل كودكان لطمه وارد می آورد، بلكه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می زند. چنین كودكانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتكای به نفس را از دست خواهند داد.
والدین باید اجازه و دستور دهند كه كودك كار خود را انجام دهد و فقط به گونه ای او را هدایت و راهنمایی كنند. زیرا در غیر این صورت به جای فایده رساندن ضرر می زنند و فرزندان خود را تدریجاً افرادی ناتوان تربیت می كنند و بدین ترتیب عدم اعتمادشان به خود ، ریشه دار خواهد شد.
4- تحقیرها:
این كه فرزند شما در مقایسه با خودتان كوچك و ناتوان است و قدرت و توان انجام كارهای مهم را ندارد جای بحث و سخنی نیست ولی شما هرگز نباید كار او را به خود مقایسه كنید و در نتیجه خوار و بی مقدارش بشمارید. تحقیر كردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد.ما والدینی را می شناسیم كه فرزندشان متناسب با سن و رشدش كار مهمی انجام می دهد ؛ مثلاً مشق زیبایی می نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می كند . اما والدین به او نهیب می زنند كه این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می شكنند و یا بدون توجه ، كار كودك را با كار خود یا دیگران مقایسه كنند و می گویند من از تو بهتر می كشم و فلان كار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد.
5- به رخ كشیدن نواقص:
ممكن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد. او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه كرده و دچار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد.برخی از والدین و مربیان مثلاً به خاطر عدم فرمانبری فرزند یا ضعف درسی او ، برای این كه دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش می كشند، دل جریحه دار او را مجروح تر می سازند وخاطره ای را كه طفل اصرار به فراموش كردن آن دارد از نو به یادش می آورند و در نتیجه روحیه او را می شكنند و باعث افسردگی اش می شوند و این خود خطا و لغزشی است كه سبب پیدایش احساس حقارت در او می شود.
6- دلسرد كردن:
آیا می دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با كودك سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می كند. چه زشت است كه والدین و مربیان با استفاده از قدرت و حاكمیت خود سخنانی را بر زبان آورند كه موجب احساس ضعف و ناتوانی طفل شود.كودك كاری انجام می دهد كه به نظر خود نوعی سرگرمی و اشتغال است. مأیوس و دلسرد كردن كودك از اقدام به یك امر موجب كشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمینان خواهد شد. او طبعاً تصمیم خواهد گرفت كه دیگر به كاری اقدام ننماید.
7- سرزنش بسیار:
از مسائل و عواملی كه اعتماد به نفس را در كودك می كشد سرزنش های مداوم و افراطی است. سرزنش ها ، برای كودك آینده ای هراس انگیز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد كه او امور را با بدبینی بنگرد و بدین ترتیب روزگار حال و آینده اش تاریك شود.اگر تذكرات شما در اصلاح كودك مفید نیفتاد و یكی دو بار هم سرزنشش كردید و مؤثر واقع نشد ، ضروری است سرزنش ها را قطع كنید و علل و انگیزه های آن نابهنجاری یا بد رفتاری را تعقیب كنید. زیرا در مواردی خود طفل در وضع و موقعیتی قرار می گیرد كه قادر به اصلاح وضع خود نیست و سرزنش های مداوم شما او را بیش از پیش از خود مأیوس می سازد.
8- شكست دادن ها:
ممكن است شما با فرزند خود بازی دوستانه ای داشته باشید . البته این كار ، مفید و ضروری است. در سایه آن می توانید به كودك درس بیاموزید ، عیوب او را اصلاح كنید و... ولی آنچه قابل ذكر است این است كه اصرار نداشته باشید كودك در بازی با شما شكست بخورد، مگر آنگاه كه قصد داشته باشید از این طریق راه موفقیتی را به طفل بیاموزید.شكست كودك از شما ، به ویژه اگر مكرر و مداوم باشد ، سبب آن خواهد شد كه او در توان و لیاقت خود شك كند و روح اعتماد به نفس در او كشته شود. ما منكر این امر نیستیم كه كودك باید گاهگاهی طعم شكست را بچشد تا به تدریج كار آزموده و ورزیده شود ، ولی این امر نباید مكرر شود.
كنترل ها:
در طریق تربیت كودك و پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، ضروری است كه آنها را از جهاتی تحت كنترل قرار دهید. این كنترل ها درباره همه عوامل و مسائلی است كه در جهت سازندگی و ویرانی بنای شخصیت كودكند . از آن جمله اند:
1- كنترل معاشرت:
دوستان و معاشران طفل می توانند نقش مهمی را در زندگی او ایفا كنند . فرزندان، خواسته و ناخواسته تحت تأثیر دوستان خود هستند و خوی و اخلاق آنها را كسب می كنند.
2- كنترل واردات ذهنی:
خواندنی های كودك را از كتاب، روزنامه ، مجله، و دیدنی های او و شنیدنی هایش را تحت نظارت داشته باشید. ببینید او چه داستانی می خواند، چه فیلم هایی را می بیند و...
3- كنترل حیات شخصی:
 در این زمینه باید آمد و شدها، زندگی خصوصی و انزواجویی های طفل را زیر نظر داشته باشیم. گاهی كودك در خلوت است و سرگرم خیالبافی و بزرگ كردن شكست و محرومیت خود ؛ و اگر در همان حال بماند ، برای او زیانبخش است و حتماً باید از آن حالت بیرون آید.
4- كنترل تظاهرات و سخنان:
از همان آغاز زندگی باید مراقبت داشت كه كودك اسیر تظاهر و ریا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و یا گفتاری در این رابطه پدید آید باید آن را زیر نظر گرفت و جلوگیری كرد. حتی در مورد با هیجانات كودك باید كوشید كه تعدیل گردد و او بی جهت تسلیم آن حالات نگردد.
5- كنترل افسوس ها:
در این مسئله كه كودك در صورت خطا كاری باید پی به اشتباهش ببرد ، حرفی نیست . مخصوصاً باید موجباتی فراهم آورد تا او از كرده خود نادم و پشیمان شود. ولی نباید گذارد تمام فكر و ذهنش همیشه متوجه آن تأسف باشد و تدریجاً افسردگی بر او غالب شود. زیرا در چنان صورتی ، نه تنها اعتماد به نفس او جریحه دار می شود بلكه شخصیتش خرد خواهد شد.
همراهی ها:
در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود كه برخی از آنها عبارت اند از:
- راهگشایی برای موفقیت كودك و آماده كردن امكانات برای رشد او.
- استفاده از فرصت هایی كه گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن درآن موجب رشد است.
- به كارگیری رغبت های كودك و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی كه موجب غرور و لوسی او نشود.
- حمایت از كودك ، به ویژه زمانی كه او با محرومیت یا شكستی مواجه شده است.
- ارائه راه های تازه برای موفقیت های بعدی و دمیدن روح امید برای حركت مجدد او.
- كشف استعدادهای نهان و به كار انداختن آنها در طریق حركت های جدید كودك.
- ایجاد تنوع در زندگی از طریق گرد ش ها ، تفریحات و جابه جایی ها.
- استفاده از غرور كودك برای رشد او و حركت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.
- و بالاخره سعی در حفظ روحیه كودك، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.
نشان اعتماد به نفس در كودكان
این كه آیا فرزند كوچك ما به تناسب سن و رشد، براین فرض كه مثلاً حدودهفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس كافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانی هایی در این رابطه وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از:
- خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.
- می تواند كودكان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشت ها و خدماتی داشته باشد.
- در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است، نه لكنت دارد و نه عجله و شتاب.
- در بین جمع حرف خود را می زند و از شخصیت خود دفاع می كند.
- چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن وبه خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.
- وظیفه ای را كه به او واگذار می شود پذیراست و در انجام آن می كوشد.
- بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.
- بیش از این كه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و كار خود را به تنهایی انجام می دهد.
- به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است.
- در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می كوشد با ملاحظه خود، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.
- از شكست و محرومیت دیگران شادكام نمی شود و سعی می كند دیگران هم به خوشی دست یابند.
- برای كار و زندگی خود برنامه ای دارد و با نظم و دقت به پیش می رود، بدون این كه دچار عجله شود.

نمایش نامه ها :
1-کودک ماهی گیر:
 رگرفته از : [هادفیلد، 1373، ص 246 ]
  تهیه نخ و یک ماهی کاغذی
• پخش صدای آب و رودخانه از لپ تاب
• کودکی روی سنگی نشسته و با نخ و قلاب ماهی گیری می‌کند .
  رهگذری هنگام عبور او را می‌بیند که ماهی های درشتی صید نموده است . از مهارت او تعجب می‌کند ، رو به او کرده می‌گوید :
سلام پسر جان ! خسته نباشی ! به به ! چه ماهی های درشت و بزرگی صید کردی ، تبریک می‌گویم ، کمتر ماهی گیری به مهارت شما دیده ام !
• کودک : سلام تعجب نکن من از کودکی ماهی گیری یاد گرفته ام پدرم وقتی بچه بودم فوت و فن آن را به من یاد داده است .
• رهگذر : فرزندم مگر شما چند سال داری ؟
• کودک ماهی گیر : 6 سال !
• نتیجه : این نتیجه تشویق و اعتماد به نفسی است که پدر و مادر این کودک به او ارزانی داشته اند .

2- دانشجوی فیزیک :
  دانشجوخود را معرفی می‌کند :
 ن نیلز بور هستم و در رشته فیزیک دانشگاه کپنهاگ تحصیل می‌کنم شاید بعضی از شما مرا بشناسید من مدل اتمی رادرفورد را که اشکالات فراوانی داشت ، رد نموده و یک مدل اتمی بهتر ارایه خواهم داد و نام خود را در میان دانشمندان فیزیک جاودانه خواهم نمود ، بگذریم ؛ امروز امتحان فیزیک داریم و شما باید در پاسخ به سئوالات مرا همراهی کنید.
 بعد برمی‌گردد و روی صندلی نشسته و به سئوالات امتحانی پاسخ می‌دهد .
 و باصدای بلند سئوال را می‌خواند تا تماشاگران بشنوند : «توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟» می‌خندد ، از روی صندلی پا می‌شود و رو به تماشاگران کرده و می‌گوید چگونه به این سئوال پاسخ دهم و نظریات تماشاگران را می‌شنود.
• دانشجو به این سئوال چنین پاسخ می‌دهد، ( با صدای بلند ) بهترین و دقیق ترین روش این است که : «به فشار سنج يك نخ بلند مي‌بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي‌کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود».
• استاد : این پاسخ ،‌این پاسخ مسخره است ،‌ بور مردود است .
  دانشجو : من اصرار دارم که پاسخ ، کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره‌ي خود می‌کنم. باید يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شده و او تصميم نهايي را بگيرد.
  استاد قاضي: پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشان‌گر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک در آن نيست. پس تصميم می‌گیرم که دانشجو در طي فرصتي چند دقيقه‌اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشان‌گر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
  دانشجو : ساکت نشسته و فکر مي‌کند.
• قاضي: يادآوري می‌کنم که زمان تعيين شده در حال اتمام است. لطفا پاسخ دهید .
  دانشجو: استاد چندين روش به ذهنم می‌رسد ولي نمي‌تواند تصميم‌گيري کنم که کدام يک بهترين است.
  قاضي : عجله کن،
  دانشجو:
1. «روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي‌کشد به زمين برسد را اندازه‌گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي‌توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته‌ام محاسبه کرد. ولي من اين روش را پيشنهاد نمي‌کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود».
 . دانشجو : روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي‌تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه‌ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آن‌گاه طول سايه‌ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و این نسبت هندسی که روی کاغذ می‌نویسم ارتفاع ساختمان را اندازه‌گيري می‌کنیم .
 . دانشجو : ولي اگر بخواهيم با روشي علمي‌تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي‌توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت‌بام آسمان‌خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه‌هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده هستند در اين کاغذ نوشته‌ام.
 . دانشجو : آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله‌ي اضطراري داشته باشد، مي‌توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت‌گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان‌ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم.
5. دانشجو : ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه‌‌گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي‌توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه‌گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه‌گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد.
6. دانشجو : ولي بدون شک بهترين راه اين است که در خانه‌ي سرايدار آسمان‌خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي‌تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!
آفرین بر خلاقیت و اعتماد به نفس این جوان !
 تيجه گيري:
اعتماد به نفس تأثير مهمي در سازماندهي رفتارهاي سالم و سازنده فردي و اجتماعي انسان‌ها دارد، در نتيجه والدين، نهادها و مربيان آموزشي همه مي‌خواهند بدانند بهترين راه براي دروني كردن اين حس در كودكان و نوجوانان چيست؟ به ويژه كه پژوهشگران روانشناسي نيز معتقدند فقدان اعتماد به نفس در افراد، پايه و اساس بسياري از معضلات اجتماعي است. گر چه در زمينه اعتماد به نفس، بيش از صد سال مطالعه و تحقيق ‌شده است، اما هنوز نتيجه قطعي‌ به دست نيامده و متخصصان همچنان درباره ماهيت اعتماد به نفس و چگونگي تكامل آن بحث مي‌كنند. با وجود اين بيشتر پژوهشگران معتقدند پدر و مادر و خانواده در پي‌‌ريزي و تكامل شخصيت بچه‌ها نقشي اساسي‌ دارند.
اما به راستي اعتماد به نفس چيست؟:
 «بطور خلاصه اعتماد به نفس يعني احساس رضايت و اطمينان در وجود خود. يعني شما درباره خود چگونه فكر مي‌كنيد و چه احساسي از خودتان داريد؟ ، شناخت شما نسبت به توانایی ها و استعدادهایتان چقدر است ؟ .... » نوجوانان اعتماد به نفس را اين‌گونه معنا مي‌كنند: «ميزان پذيرش جمعي‌اي كه از بزرگسالان و يا همسالان خود به عنوان فردي ارزشمند دريافت مي‌كنند.» خانواده‌ها و معلمان نیز معتقدند نوجوان براي داشتن اعتماد به نفس نخست بايد نسبت به خود احساس خوبي داشته باشد، خانواده‌هاي علاقه‌مند به پرورش اعتماد به نفس در بچه‌ها پيش از هر كاري بايد بياموزند بچه‏ها را بپذيرند، قبول داشته باشند و به آنها توجه كنند و اين چنين در طول زندگي، اعتماد به نفس را در كودكان بيافرينند و نهادينه كنند. پدر و مادرها اغلب احساس مي‌كنند اگر كودكان از آنها جدا باشند، احساس ناتواني و عجز خواهند كرد. از سوي ديگر، بچه‌هايي كه از كمبود اعتماد به نفس رنج مي‌برند، احساس مي‌كنند پدر و مادر و اطرافيان، آنها را قبول ندارند و نمي‌توانند احساس خوب و ارزشمند بودن و در نتيجه، اعتماد به نفس را در آنها بيدار كنند.
 لبته معيارهاي اعتماد به نفس نيز بسيار مهم و البته متفاوت است و اغلب خانواده‌ها و گروه‌هاي مختلف قومي و فرهنگي در تعيين معيار اعتماد به نفس، دیدگاه خاص خود را دارند؛ مثلاً بعضي گروه‌ها ممكن است بر زيبايي و ويژگي‌هاي جسماني تأكيد كنند، و گروه‌هاي ديگر ممكن است پسرها و دخترها را با ارزش‌هاي متفاوتي بسنجند.
 نيان‌هاي اعتماد به نفس هر فرد در دوران كودكي و حتي نوزادي او ريشه دارد و درست در همين دوران، نقش مهم و اساسي خانواده در آينده كودك بسيار سرنوشت ساز است. وقتي پدر و مادر به گريه‌ها و خنده‌هاي كودكان، با حساسيت و همدلي پاسخ دهند، كودكان كم كم ياد مي‌گيرند احساس كنند انسان‌هاي ارزشمندي هستند و اطرافيان، آنها را دوست دارند. كودكان احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس پذيرش و توانايي برقراري ارتباط سالم و مؤثر با انسان‌ها را از الگوهاي رفتاري‏اي كه از خانواده و اطرافيان مي‌گيرند، مي‌آموزند. البته این بدین معنا نیست که هر خواسته غیر منطقی کودک فورا از طرف اطرافیان برای او مهیا شود ، زیاده روی بیش از حد در این موارد آستانه تحمل ناکامی کودک را پایین آورده و او را در زندگی با مشکلات بزرگ تری مواجه می‌سازد
تعلق به يك گروه و امكان بروز توانايي‌هاي اجرايي در گروه همسالان، احساس اعتماد به نفس را در كودكان تقويت مي‌كند. البته نكته ظريفي كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه گاه پدر و مادرها به جاي تقويت احساس ارزشمندي در فرزند خود، به تمجيد و ستايش افراطي از او مي‌پردازند كه مسلماً راهكار مناسبي نيست و نه تنها اعتماد به نفس او را تقويت نمي‌كند، بلكه ممكن است سبب بروز اختلالاتي چون خود بزرگ‌بيني و كمال‌گرايي افراطي نيز بشود.
افرادي كه داراي اعتماد به نفس متعادل و سازنده هستند، احساس ‌ارزشمندي مي‏‌كنند و حسي دروني به آنها مي‌گويد توانايي پيروزي در برابر مشكلات زندگي را دارند و در نهايت راهكارهايي براي حل مسائل خود خواهند يافت. چنين افرادي، درك و نگرشي مثبت از خود و توانايي‌هايشان دارند، اما كساني ‌كه اعتماد به نفس ندارند، درك درستي از انتظارات خود ندارند، اين افراد اغلب خود‌كم‌بين هستند، قضاوت‌هاي خوبي درباره خودشان ندارند و به شدت به ديگران وابسته‌اند. انتظارات و انتقادهاي بيش از اندازه والدين و يا بي‌توجهي آنها نسبت به فعاليت‌هاي مستقل فرزندانشان، سبب مي‌شود كودك احساس بي‌كفايتي و يا بي‌ارزشي بكند، اما هنگامي كه پدر و مادر محيطي پذيرا، مطبوع و طبيعي در خانواده فراهم كنند، كودك مي‌تواند به درك روشني از خود و احساساتش دست يابد.
كودكان در سن رشد نسبت به اصول و ارزش‌هاي افراد همانند خود حساس‌تر مي‌شوند، بنابراين والدين و معلم‌ها مي‌توانند به كودك كمك كنند تا ياد بگيرد چگونه با افراد هم جنس و غير همجنس خود ارتباطي سالم برقرار كند. برقراري روابط موثر با گروه همسالان، در مدرسه يا هر محيط اجتماعي ديگري در پرورش اعتماد به نفس كودكان بسيار مؤثر است، ولي از سوي ديگر ممكن است اختلالاتي در شيوه‌هاي ارزش‏گذاري كودك و نوجوان ايجاد كند. مثلاً نوجوانان ممكن است ارزش‌هاي گروه همسالان را با ارزش‌هايي كه در منزل آموخته‌اند در تضاد ببيند. پدر و مادر آگاه، مي‌توانند فرزند خود را ياري دهند تا بتواند از يك سو ارزش‌هاي خود را با شفافيت و به روشني تعريف كند و از سوي ديگر، قوانين جامعه و اصول رفتار اجتماعی را نيز بشناسد.
نكته ظريف ديگري كه وجود دارد، اين است كه ميزان اعتماد به نفس بچه‌ها ممكن است در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف يكسان نباشد. يك كودك سالم ممكن است احساس اطمينان به خود يا پذيرفته شدن در ميان جمع را در خانه داشته باشد، اما در محيط‌هاي اجتماعي ديگر، مثلاً كلاس درس و يا جمع دوستان اين حس را از دست بدهد. نوجوانان در ميان جمع ممكن است در يك لحظه احساس كنند كه شخصي را بسيار دوست دارند، ولي بعداً احساس متفاوتي نسبت به او نشان دهند. درك تمام اين ظرايف به شما كمك مي‌كند با بينش عميق‌تري با فرزند خود رفتار كرده و بهتر بتوانيد از او حمايت كنيد. احتمالاً هنگامي كه بزرگسالان به علائق و احساسات كودك خود پاسخ مي‌دهند و در درك او مي‌كوشند،احساس او درباره لياقت‏هاي خودش عميق‏تر و گسترده‏تر مي‏شود. اگر فرزند شما در يك باغ‌وحش به حيواني علاقه نشان دهد، شما مي‌توانيد به او كمك كنيد اطلاعات بيشتري درباره حيوان مورد علاقه‌اش پيدا كند. به اين ترتيب شما با رفتاري مثبت، مؤثر و جدي به احساس و علاقه فرزند خود پاسخ داده‌ايد.
موضوع‌هاي بي‌معني و يا مسائلي كه فقط جنبه تفريح و سرگرمي دارند، كم كم از حوزه علاقه و توجه نوجوان خارج مي‌شود. پدر و مادر آگاه مي‌كوشند به فرزند خود تجربه‌هاي عيني‌تر و ملموس‌تري از زندگي بدهند، مثلاً شما مي‌توانيد كودكتان را در كارهاي روزانه منزل شركت دهيد يا در مورد مسائل جاري با او مشورت كنيد تا به اين ترتيب فرزندتان بتواند توانايي‌هاي خود را در يابد و احساس كمال كند.
پاسداشت حرمت نيز نقش بسيار مهمي در پرورش اعتماد به نفس كودكان دارد. هنگامي كه والدين و ديگر اطرافيان به كودك و نوجوان احترام مي‌گذارند، اين پيام را به او منتقل مي‌كنند كه تو براي ما مهم هستي، و از همين راه اعتماد به نفس او را پرورش مي‌دهند. احترام به بچه‌ها به اين معني است كه با آنها مؤدب رفتار كنيد، به نظر و فكر آنها پاسخ دهيد، از آنها نظرخواهي كنيد و رابطه‌اي واقع بينانه و معني‌‌دار با آنها برقرار سازيد.
يكي ديگر از راه‏هاي حفظ و پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان اين است كه به آنها كمك كنيم تا بتوانند خود را با شكست‌ها و ناكامي‌هاي زندگي وفق دهند و بر قابليت انعطاف خود بيفزايند. تأكيد بيش از حد بر پيروزي مداوم و شادماني هميشگي، كار اشتباهي است. بهتر است به كودك يا نوجوان خود اين اطمينان را بدهيم كه در دوره‌هاي نااميدي و بحران همچنان در كنارش هستيم و شكست و عدم موفقيت او چيزي از حمايت و مهر ما كم نمي‌كند. شما مي‌توانيد پس از برطرف شدن بحران به فرزند خود كمك كنيد تا چيزي را كه موجب اشتباه او شده بود، به خاطر آورد و درباره آن تأمل و نتيجه‌گيري كند اگر به اين طريق بحران ديگري رخ داد، مي‌تواند، از بينش و آگاهي‌اي كه اكنون به دست آورده است براي غلبه بر مشكل و مديريت خلاق بحران جديد بهره بگيرد. اين چنين است كه مي‌توانيم اعتماد به نفس تضعيف شده فرزند خود را دوباره بازسازي كنيم، البته اين به مفهوم ناديده گرفتن اشتباهات او نيست.

 




پی نوشت‌ها و منابع :


 . قرآن کریم
 . نهج البلاغه
3. محمدتقى فلسفى، كودك، ج2، ص279
4. ج . آ . هادفیلد ، روانشناسی کودک و بالغ ، ترجمه مشفق همدانی ، انتشارات صفی علیشاه ، تهران ، 1373.
5. مجلسی ، محمد باقر ، بحارالانوار، مؤسسه وفاء ، بیروت ، 1404 هـ .ق.
6. حرانی ، ابن شعبه ، تحف العقول ، رساله الحقوق ، ترجمه احمد جنتی ، کتابفروشی اسلامیه ، تهران 1384هـ.ق.
7. آقا بخشي ، علي ، افشاري راد ، مينو ، فرهنگ علوم سياسي ، تهران ،‌چاپار ، 1383
 . نصر اصفهانی ، مهدی ، بانک نرم افزاری تربیت فرزند ، نشر بانک نرم افزاری عروج اصفهان
9. افروز ، غلامعلی ، اختلالات یادگیری ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، 1389
10. امینی ، ابراهیم ، تربیت ، بوستان کتاب ، قم ، 1385
 11. ویکی پدیا ، فارسی fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: اعتماد به نفس, يشرفت تحصيلي, کودکان
+ نوشته شده توسط حسن اکبری فر ؛ روز چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 ؛ ساعت 14:40 |


Powered By
BLOGFA.COM